السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
303
تفسير الميزان ( فارسي )
همين جهت ولادت را مستند به عمل نكاح مىكنند ، همانطور كه ساير مسببات را به اسبابش مستند مىكنند ، و چون انعقاد نطفه عيسى از اين مجرا نبوده و پاره اى از اسباب عاديه و تدريجيه را نداشته ، قهرا هستيش مستند به صرف كلمه تكوين بوده ، بدون اينكه اسباب عاديه در آن دخالت داشته باشد ، پس عيسى خود كلمه است و آيه : « وَكَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه » « 1 » . و نيز آخر آيات مورد بحث كه مىفرمايد : * ( إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّه ، كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَه مِنْ تُرابٍ ، ثُمَّ قالَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * « 2 » مؤيد اين معنا است و به نظر ما اين وجه بهترين وجه در تعبير عيسى ع به كلمه است . و كلمه « مسيح » به معناى ممسوح است . و اگر آن جناب را به اين نام ناميدند ، به اين مناسبت بوده كه آن جناب ممسوح به يمن و بركت بوده و يا براى اين بوده كه آن جناب ممسوح به تطهير از گناهان بوده و يا با روغن زيتون تبرك شده ممسوح گشته ، چون انبياء روغن زيتون به خود مىماليدند و يا بدين جهت است كه جبرئيل بال خود را در هنگام ولادت آن جناب بر بدن او ماليده تا از شر شيطان محفوظ باشد و يا براى اين بوده كه آن جناب همواره دست بر سر ايتام مىكشيده و يا براى اين بوده كه دست بر چشم اشخاص نابينا مىكشيده و آنان را بينا مىكرده و يا بدين جهت مسيحش خواندند كه دست بر بدن هيچ بيمارى نمىكشيده مگر آنكه شفا مىيافته ، اينها وجوهى است كه در وجه تسميه عيسى بن مريم ( ع ) به مسيح ذكر كردهاند . ليكن آن وجهى كه مىتوان بدان اعتماد نمود اين است كه لفظ مسيح در ضمن بشارتى كه جبرئيل به مادرش داده بود آمده ، و قرآن آن بشارت را چنين حكايت نموده : * ( « إِنَّ اللَّه يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْه اسْمُه الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ . . . » ) * ، پس قبل از آنكه آن جناب كورى را بينا كند و يا بيمارى را شفا دهد و اصولا به حكم اين آيه قبل از ولادت ، مسيح ناميده شده بود . و كلمه « مسيح » عربى كلمه « مشيحا » ى عبرى است كه در كتب عهدين عبرى زبان آمده و بطورى كه از آن دو كتاب استفاده مىشود ، رسم بنى اسرائيل چنين بوده كه هر پادشاهى تاجگذارى مىكرده ، از جمله مراسم تاجگذارى اين بوده كه كاهنان او را با روغن مقدس مسح
--> ( 1 ) مسيح فرستاده خدا و كلمه اى است كه خدا آن را به مريم القا كرد و روحى است از او . « سوره نساء آيه 171 » . ( 2 ) مثل عيسى نزد خدا نظير مثل آدم است كه نخست او را از خاك درست كرد و سپس به او گفت « باش » ، پس او موجود شد .